انواع مدیریت

(Types of Management)

مدیریت

تعريف : واژه عمومي براي هماهنگي و هدايت منابع، سرمايه و نيروي انساني با هدف دستيابي به اهداف سازمان. فرايند ايجاد و حفظ محيطي كه در آن افراد براي دستيابي به اهداف در نظر گرفته شده در قالب گروه هايي با هم كار....

شرح : مديريت واژه‌اي عمومي براي اداره كردن است. مديريت داراي انواع و اقسام مختلفي است. مديريت را مي‌توان براي يك سازمان، موضوع، منبع، كسب و كار يا صنعت مطرح كرد. هم‌چنين مديريت، صرفنظر از اينكه كجا يا براي چه بكار مي‌رود، داراي اصول، مباني، مفاهيم، فلسفه، نظريه، وظايف، تاريخچه، و . . . است كه كمابيش در انواع مديريت قابل كاربرد هستند. در اينجا موضوع مديريت را در قالب دو دسته كلي (1) انواع مديريت و (2) اجزاء مديريت تقسيم‌بندي مي‌كنيم.

الف- اجزاء مدیریت

۱. ابزار مديريت (Management Tools)

تعريف : مدل‌ها، نرم‌افزارهاي رايانه‌اي و وسايل كمكي كه به مديران در انجام وظايفشان كمك مي‌كنند.

  •  ۲. اخلاق مديريت (Management Ethics)

    تعريف : كاربرد استانداردهاي اخلاقي در مديريت

  •  ۳. اصول مديريت (Management Principles)

    شرح : روش علمي شامل تعيين حقايق از طريق مشاهده است. بعد از دسته‌بندي و تحليل حقايق، دانشمندان به دنبال روابط علي براي توضيح حقايق مي‌گردند. وقتي تعميم‌ها و فرضيه‌هاي ساخته‌شده تست شدند و درستي آنها به اثبات....

  •  ۴. پيمانكاري مديريت (Management Contracting)

    تعريف : روشي براي انجام پروژه هاست كه به موجب آن در مرحله پيش از شروع پروژه يك پيمانكار براي مديريت و اجراي پروژه منصوب شده و بر مبناي نرخي مشخص به او پرداخت مي‌شود. اين نرخ شامل درصدي از سود و هزينه‌هاي بالا....

    شرح : پيمانكار مديريت شخصيتي است حقوقي كه به نمايندگي از طرف مجري طرح مسووليت مديريت، كنترل و هماهنگي پروژه ها و مراحل اجرايي را به عهده دارد. مديريت طرح وظايف خود را در چارچوب روشها، ضوابط و دستورالعملهايي....

  •  ۵. توسعه مديريت (Management Development)

    تعريف : واژه عمومي براي ارائه آموزش و ايجاد امكان دريافت تجربه براي مديران به طوري كه قابليت‌هاي آنها تقويت شود و براي مسئوليت‌هاي بزرگتر يا ارتقاء‌هاي بيشتر آماده شوند.

  •  ۶. حسابداري مديريت (Management Accounting)

    تعريف : وظيفه حسابداري كه با هدف اصلي تغذيه اطلاعات مالي به تمام سطوح مديريت، داده‌هاي مالي را جمع‌آوري، تحليل و ارائه مي‌كند.

  • ۷. خدمات مديريت (Management Services)

    تعريف : ارائه انواع خدمات و محصولات مرتبط با مديريت به مديران براي انجام بهتر وظايفشان.

  •  ۸. رفتارهاي مديريتي (Managerial Behaviour)

    تعريف : واژه عمومي براي نگرش‌ها و اعمالي كه مديران در مجموعه‌اي خاص از شرايط از خود نشان مي‌دهند.

  •  ۹. سبك‌هاي مديريت (Management Styles)

    تعريف : طرز تلقي مديريت در حوزه‌هايي مانند رهبري و نظارت، تفويض اختيار، و ارتباط با ديگر مديران و كاركنان.

  •  ۱۰. سيستم‌هاي مديريتي (Management Systems)

    تعريف : به دسته‌بندي ابتدايي سبك‌هاي مديريت كه توسط ليكرت توسعه داده شد سيستم‌هاي مديريتي گفته مي‌شود.

  •  ۱۱. فلسفه مديريت (Management Philosophy)

    تعريف : رويكرد ذهني به كارها و هدف‌هاي مديريت از سوي يك مدير يا مجموعه مديريت يك سازمان.

  •  ۱۲. فنون مديريت (Management Techniques)

    شرح : فنون عبارتند از راه‌هاي انجام كارها و روش‌هاي دستيابي به نتايج مورد نظر. فنون در تمام حوزه‌ها مهم هستند. مديريت هم داراي فنون مختلفي است؛ از جمله بودجه‌بندي، حسابداري هزينه، فنون برنامه‌ريزي و كنترل ش....

  •  ۱۳. مدير (Manager)

    تعريف : هر كسي در داخل يك سازمان كه مسئوليت برنامه ريزي، هدايت و كنترل ديگران را به عهده دارد. فردي كه براي تصدي شغل مديريت منصوب شده و چنين شغلي را به عنوان حرفه خود برگزيده است.

  •  ۱۴. مديريت ارزش (Value Management )

    تعريف : مديريت ارزش شيوه اي است براي مديريت كه با استفاده صحيح از منابع انساني، توسعه مهارتها و ترويج هم افزائي و خلاقيت ها به دنبال بيشينه نمودن كارآئي سازمان است.

    شرح : مديريت ارزش در پي انتخاب درست پروژه و مهندسي ارزش به دنبال انجام درست پروژه است.

  •  ۱۵. مهارت‌هاي مديريت (Management Skills)

    تعريف : تخصص يا توانايي در انجام كارهاي مربوط به مديريت.

    شرح : براي اينكه مديران در انجام وظايف مديريت و ايفاي نقش‌هاي مديريتي موفق باشند بايد داراي برخي مهارت‌هاي مديريتي باشند. رابرت كتز، استاد دانشگاه و مدير، مهارت‌هاي مديريتي را در قالب سه دسته تقسيم‌بندي كرد....

  •  ۱۶. نظريه‌هاي مديريت (Management Theories)

    تعريف : بررسي نظري نقش و طبيعت مديريت.

    شرح : نظريه عبارت است از يك گروه‌بندي سيستماتيك از مفاهيم و اصول مرتبط به گونه‌اي كه چارچوبي براي حوزه قابل ملاحظه‌اي از دانش فراهم آورد.

  •  ۱۷. نقش‌هاي مديريتي (Managerial Roles)

    تعريف : واژه عمومي براي كارها، رفتارها، مسئوليت‌ها و فعاليت‌هاي مورد انتظار از يك مدير.

    شرح : هنري مينتزبرگ پژوهش وسيعي بر روي نوع و طبيعت كار مديران انجام داد. او به اين نتيجه رسيد كه مديران ده نقش اصلي ايفا مي‌كنند كه مي‌توانند در قالب سه وظيفه اصلي دسته‌بندي شوند. او نتيجه گرفت كه كارهاي خي....

  •  ۱۸. وظايف مديريت (Management Functions)

    تعريف : فهرستي از فعاليت‌هاي اصلي كه مديران بايد به عنوان بخشي از كارشان انجام دهند.

    شرح : حوزه‌هاي وظيفه‌اي اصلي مديريت، صرفنظر از نوع و سطح مديريت، عبارتند از: برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت، بكارگماري و كنترل. نويسندگان وظايف مختلفي را براي مديريت برمي‌شمرند و يك فهرست قطعي و مورد قبول هم....

     

    ب- انواع مدیریت

    ۱. مديريت بازاريابي (Marketing Management)

    تعريف : واژه عمومي براي مديريت وظيفه بازاريابي، و براي مديراني كه در واحدهاي بازاريابي سازمان‌ها كار مي‌كنند و مسئوليت چنين مديريتي را بر عهده دارند.

  •  ۲. مديريت پروژه (Project Management)

    تعريف : شيوه‌هاي مديريت معطوف به مديريت پروژه‌ها شامل برنامه‌ريزي، پياده‌سازي و هماهنگي اغلب در يك مقياس زماني كوچك در كوتاه‌مدت.

  •  ۳. مديريت تعارض سازماني (Organizational Conflict Management)

    تعريف : فرايند ايجاد،‌ كنترل، كاهش و بهره‌برداري از تعارضات سازماني.

  •  ۴. مديريت توانبخشي (Rehabilitation Management)

    شرح : مقدمه رشته كارشناسي ارشد مديريت توانبخشي اين رشته تركيب و تلفيقي است از رشته هاي علوم توانبخشي (فيزيوتراپي، كاردرماني، شنوايي سنجي و...) با دانش مديريت علمي. دانش آموختگان و فارغ التحصيلان اين رشته....

  •  ۵. مديريت توليد (Production Management)

    تعريف : مديريت توليد عبارتست از فرايند برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليت‌هاي توليد در يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به محصولات تمام‌شده.

  •  ۶. مديريت خدمات (Services Management)

    تعريف : مديريت خدمات عبارتست از فرايند برنامه‌ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل فعاليت‌هاي ارائه خدمت توسط يك سازمان براي تبديل عناصر ورودي به خدمات قابل عرضه.

  •  ۷. مديريت خلاقيت (Creativity Management)

    تعريف : فنون مديريت كه به دنبال برانگيختن و ارتقاء خلاقيت در سازمان هستند.

  •  ۸. مديريت دانش (Knowledge Management)

    تعريف : مجموعه فعاليت هاي يك سازمان براي استفاده از دانش جمعي خود از طريق فرايند خلق، به اشتراك گذاري و استخراج دانش با استفاده از فناوري براي دستيابي به اهداف سازمان.

  •  ۹. مديريت دولتي (Public Sector Management)

    تعريف : عبارت كلي براي مهارت‌ها و روش‌هاي مديريتي مربوط به مديريت سازمان‌هاي بخش عمومي و دولتي.

  •  ۱۰. مديريت زمان (Time Management)

    تعريف : فعاليت‌ها و فرايندهاي برنامه‌ريزي براي اينكه بتوان از زمان به مؤثرترين روش ممكن استفاده كرد.

  •  ۱۱. مديريت زنجيره تأمين (Supply Chain Management)

    تعريف : يك رويكرد مديريتي يكپارچه براي كنترل يا تأثيرگذاري بر تمام عناصر زنجيره تأمين به منظور فراهم‌آوري جرياني كافي و بهنگام از مواد، قطعات و كالاهاي ساخته شده.

  •  ۱۲. مديريت صنعتي (Industrial Management)

    شرح : مديريت صنعتي داراي سه بعد اصلي فني و تكنيكي ، بعد مالي و بعد رفتاري و اجتماعي مي باشد كه بعد فني و تكنيكي در دروس تحقيق در عمليات و كنترل پروژه ، بعد مالي در درسهايي مثل حسابداري صنعتي و بعد رفتاري و ....

  •  ۱۳. مديريت عمليات (Operations Management)

    تعريف : شاخه يا رشته‌اي از مديريت كه بر مديريت عمليات توليدي و خدماتي شامل حوزه‌هايي مانند زمان‌بندي، جابجايي و انبار مواد و مديريت جريان كار تمركز مي‌كند.

  •  ۱۴. مديريت فرايندهاي كسب و كار (Business Process Management)

    تعريف : مديريت فرايندهاي كسب و كار رويكردي به اداره فرايندها در سراسر طول عمر آنهاست از زماني كه در شكل اوليه ايجاد مي‌شوند تا مراحل مختلف بهبود مستمر.

  •  ۱۵. مديريت فناوري (Technology Management)

    تعريف : فنون مديريت مرتبط و بكار رفته براي استفاده از فناوري در انجام كارها.

  •  ۱۶. مديريت كسب و كار (مديريت بازرگاني) (Business Management)

    تعريف : عبارت كلي براي مهارت‌ها و روش‌هاي مديريتي براي مديريت تمام عمليات و فعاليت‌هاي يك موجوديت كسب و كار.

  •  ۱۷. مديريت مالزيايي (Malaysian Management)

    شرح : درباره مديريت ژاپني و مديريت آمريكائي بسيار خوانده و شنيده ايد اما راز و رمز موفقيت و اقتدار كشورهائي همچون مالزي كه طي دهه هاي گذشته، جهش بي نظيري در رشد و توسعه اقتصادي داشته اند، به صورت جدي و فراگ....

  •  ۱۸. مديريت مشاركتي (Participative Management)

    تعريف : سبكي مديريتي كه به جاي هدايت و كنترل تأكيد بر مشاركت و مشاورت دارد.

  •  ۱۹. مديريت منابع انساني (Human Resource Management)

    تعريف : مقصود از مديريت منابع انساني سياست‌ها و اقدامات مورد نياز براي اجراي بخشي از وظيفه مديريت است كه با جنبه‌هايي از فعاليت‌ كاركنان بستگي دارد، به ويژه براي كارمنديابي، آموزش دادن به كاركنان، ارزيابي عمل....

  •  ۲۰. مديريت نوآوري (Innovation Management)

    تعريف : فنون مديريتي كه به انگيزش رفتار نوآورانه و تبديل نوآوري‌ها به فايده عملي و واقعي در قالب محصولات و فرايندها مي‌پردازند.

  •  ۲۱. مديريت هزينه (Cost Management)

    تعريف : فنون مديريت مورد استفاده در امور مربوط به هزينه (قيمت‌گذاري، برآورد هزينه و . . . ) و كنترل آن.